تبليغاتX
ســـاز وحشـــی
هر آنچه که باب میشود

آدم وقتی که عاشق باشه میتونه

تن تیره گیه غم رو بلرزونه

یه بغض از صدهزار درد نگفتن رو

با یک لبخند آسوده بخشکونه

آدم وقتی که عاشق باشه هر لحظش

تو فکر پر زدن از بند و زندونه

نه اینکه مرحمی باشه برای زخم

همون زخمی که ریشش رو بسوزونه




سلام عزیزانم

بعد مدتها اومدم که قسمتی از ترانه ی جدیدمو بزارم تا بگم ما هنوز زنده ایم...

**شاد باشید **


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 11:7  توسط مسیح | 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 12:0  توسط مسیح | 

عاشق نشده به عشق گفتم که بیا

این تجربه به ز آن همه تجربه ها

آن حادثه ی تلخ فقط خاطره  بود

بگذار که نقش بندد دل او بر دل ما

 

 

میزان نفس نخوان که این عشق بد است

این بغض سراسیمه غم از کالبد است

ویرانی و آواره گی از آمدنیست

کین گونه مرا ساخته چون باده پرست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 21:50  توسط مسیح | 
 

 یه روزی

          یه کسی

                      یه بار

                             یه چیزی

                                       یه جایی

                                                جا گذاشت

                                                                یه بار

                                                                         یه کاری

                                                                                   یه دفعه

                                                                                             یه کوچولو

                                                                                                           واسم انجام بده

 

نزار از تو واسم چیزی به جا بمونه                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 0:29  توسط مسیح | 
 

گاهی برای دنیای تو . . .

 

خ و د  خ و ر ی

 

از حادثه اي سپيد تا ابر سياه 

طوفان خودي " به خود بگفتا كه بيا

گرد "ان و بگردان تو درين دامن خويش

دل سوخته كن محفل سلطاني ما

آتش بدوان به ريشه زجرم چه خوش است   

 از خش خش و داغيم چه خوشحالم و مست

زين سوته دلي تكيه نخواهم هرگز

يك آه بخواهم كف اين طاول دست

ديوار به كوتاهي ديوارم نيست

من خم نشده يكي خطابم"كه بايست

 اين حال خراب بي نهايت از چيست؟

خنديدم و گفتم كه ازين دنيا نيست

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 17:3  توسط مسیح | 

قلم به رنگ افتاد و دیگر نیفتاد قلم ...

 

 

کاغذ" جوهر به خود گرفت و باز پس نزد

حرف قلم را به جان خرید وهیچ بار خط نزد

دید که سفیدیش به سیاهی قلم میشود چه تار

اما پذیرفت و دل بسوزاند و حرف نا روای قلم را ورق نزد

آنچنان نوشت و مات کرد سفره ی باز صفحه را

کان درین صفحه چون جای نداشت" صفحه ی نو باز نمود وداغی زبان قلم او را برگرفت و باز کاغذ پا پس نزد

من از این بالا به این جدال سرد و گرم مینگرم...

اما در عجبم که بعد از این همه جدال" قلم حتی برای یک لحظه هم به کاغذ دست نزد....."""

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 21:1  توسط مسیح | 

حتی...

 

یک نگاهت را بدرقه ی راهم نمیکنی؟

یک جمله کوتاه"  برای رفتنم دعا نمیکنی؟

قلبم شکسته است"   برای درمان این دل شفا نمیکنی؟

پاهایم که خسته است"   قطره ای از شرم به جا مانده بر نگاهم را پاک و مرا راهی راه درازم نمیکنی؟

روزگارم سیاست"   نفسی را" دمی را" برق لبخندت را"   برای روشنی راهم رها نمیکنی؟

مردنم را که نمی خواهی"بی قراریم را که نمی خواهی"  یک دوستت دارم را بدرقه ی راهم نمیکنی؟

بیش ازینها از تو انتظار داشتم"یک کبریت برای سوزاندن قلب خشک و بی صدایم روشن کن...

عشق من!!! حتی برای سوزاندن خاطره لحظه ای امتنا نمیکنی؟

میسوزم و خاکسترم را میبینی"   برای افتادن این سوخته بر زمین آغوشت را وا نمیکنی؟

مرا به زیر خاکم میکنند"   یک فاتحه برای شادی روح عذاب دیده ام روا نمیکنی؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 1:12  توسط مسیح | 

 

سفر آخر

 

در این به هنگام رفتن آنچنان عشقم را عاشقانه  در گوشت فریاد خواهم زد که گویی پوست این زمین نیز

از این غم بسیارم "آتش به دهان گرفته را به آسمان بسپارد تا آن هم به حال خرابم زار

 زار بگرید...                                                                                    

فریادم را دردم را  هق هقم را میشنوی حس میکنی و میبینی؟

میشود لحظه ای بمن نگاهی بیاندازی؟ فقط یک نگاه اندک. . .

دوستت دارم . . .

                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 22:7  توسط مسیح | 

فقط گوش کن...

 

سو سوی چشمانت به کدامین خاطره مینگریست که خیال راحتم را به خامی کشاند...؟

آری درین تمام مدت عمرکوتاهت" گمراه نگاهت بودم

پیش ازینها آرام و چه معصومانه دوستت دارم را در پیش گوشم زمزمه میکردی..!!

به یادم هست مادام مدعی بودی که پرنده ی عشقت بی پروا و سرکش اوج آسمانم را می پیماید...

اما فراموشم شده بود که روزی این بلند پروازیت بالهایت رابه خستگی میکشاند وبه هر حال فرازت فرودی را در پی دارد ...

نگاهت به کدامین سو بود ؟؟؟ فراموشت شده بود که مرا نیز هم پرواز خودت کرده بودی و اینک سقوط را هم به همراه هم تجربه خواهیم کرد . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 11:24  توسط مسیح | 
 

درد دلم را گوش کن ...

 

دیگر کسی نیست که به اشکهای بی رمقم خیره شود و بپرسد از چه اینگونه میباری..

به تاریکیه قلبت که از عشق بی پروایم برایت ساختم قسم " اینگونه نمی خواستم و اینگونه در خودت ساختی... حال که حالی نمانده و نه حاله ای که بر من بتابد بر چه تکیه کنم...

کاش میماندی و روزی به حرمت این ماندن جشنی برای آغاز بودن ابدی فراهم میکردیم...

حال که مرا از هر هستی نیست کردی و در هر بودی نابودم" از چشمانم بپرس برای چه اینگونه اشکهایت را بی رمق جاری میکنی...

زیبا نیست که اینگونه در خودم نیستم کردی ..زیبا نیستی که زیباییت را به گونه هایم خیس کردی...

اگر ای کاش که نمیرفتی و میماندی آنچنان در بین آسمانم تنهایت میکردم که در حسرت همچون خودت بمانی..

و در این حال که نیستی چه کسی فریادم را باور کند جز خودت ...

تو مرا بارهاوهمواره در خود میشکنی اما   صدایی میشنوی؟...

کاش پایانی ابدی از تنفرت بمن هدیه میدادی تا   ....   تا فقط در آغوش تو بمیرم

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:29  توسط مسیح | 
 

آهنگ زیبای:جاده

ویولن:میثم پرند

خواننده:اردلان کریم نیا

ترنه سرا:مانی موقتی

آهنگ وتنظیم:حامد پرند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 23:36  توسط مسیح | 
آهنگ زیبای:بی خداحافظ

ویولن:میثم پرند

صدا و موزیک:حامد پرند

ترانه سرا:مانی موقتی*

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 23:30  توسط مسیح | 
 

آهنگ زیبای: با من نموندی

ویولن:میثم پرند

با صدای: رضا قلی تبار

ضبط در:استدیو parking records

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 23:10  توسط مسیح | 
 

آهنگ زیبای:فالش

ویولن:میثم پرند

با صدای:رضا قلی تبار

ضبط در :استدیو parking records

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 15:47  توسط مسیح | 
دانلود آهنگ لایت (بی کلام) با فرمت mp3

نوازنده ویلن: میثم پرند

نوازنده گیتار : آروند نادی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 0:45  توسط مسیح | 

رو به خودم


تنفر...مرگ...رویا...نگاه...درد...کابوس...لبخند...دوری...

فریب...انتظار...خواب...فراموشی...سکوت...عشق...؟؟

مردی را دیدم که در شلوغ ترین خلوت خود سکوتی تلخ

را های های زمزمه میکرد....

دلی پر از سنگینی سیاهی کوله بار نادانی در

سرخی چشمان روشن حقیقت.....

نگاهی پر معنا که هیز شده بود تا قلم را بروی کاغذ

 بفشارد تا قلم فریاد بزند هااااااای میبینی چه میگویم؟؟؟؟

گاهی فراموش میکرد که تا امروز باور نداشت کابوس زندگی

 هم به پایان خواهد رسید.

قلمش را فریب داد و با تنفر مرگ را فریاد زد...

مرگ در رویا به سراغش آمد ....

علت مرگ را پرسید..!!!ناگهان سکوت از درون فریاد زد( من)

من علت این حضورم

لبخند به سختی بر لبانش شکل گرفت...به این باور رسید که با شکستن

 این سکوت راه گریز از مرگ را یافته

با تمام وجود سعی کرد تا بغض سکوت را بشکند...و او را رها کند

چشمهایش را بست و فریاد زد هااااااااااای هاااااااااااای ....هااااااااااااااااای

به آرامی دیدگانش را که از ترس خیس شده بود باز کرد

مرگ هق هق خنده داشت و به او پشت کرده بود...

با تعجب به سمتش دوید ...و باز علت را پرسید

مرگ به او رو کرد و با خنده گفت من هیچ نشنیدم و

 این هم نیز دلیل خنده هایم است

ترس)...

این همان دیوار بلندی بود که فریا دهایش را به گوش هیچکس نمی رساند

قلم را شکستم...اینبار فریاد زدم

این است فریاد بی صدای من.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 14:8  توسط مسیح | 

از پس نامه ی نا نوشته ی دوست

خواندمو گفتم که هرچه هست و نیست در اوست

در پی آن شدم که بپرسم و بگویم که چیست

این غم سیاه صورت خنجر خورده پوست

من ندانم و نتانم که این خواب محال چرده رو

قومیست یا که این حکم نامه ی سیاه شب من و اوست

از پس نامه ی نا نوشته ی او

روزگاریست که مینالم و میگویم بگو

کز این تار تنیده ی افتاده در قفس

چه می خواهی بران ابلیس صفت و آن ژنده رو


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:36  توسط مسیح | 
دانلود آهنگ: بی کلام(لایت)

ویولن:میثم پرند

موزیک و گیتار: حامد پرند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:34  توسط مسیح | 
دانلود آهنگ: بابل سیتی

ویولن:میثم پرند

ترانه سرا: مانی موقتی

با صدای: حامد پرند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 13:56  توسط مسیح | 

این روزا بدجوری دلم گرفته

منتظرم یکی یه چیزی بگه

نفس برام ناز میکنه در میاد

حتی اگه ازش نخوامم بیاد

دور و برم پر شده از دورنگی

نقاب به صورتهای سرد و سنگی

پنبه صلاح سر بریدن شده

سلام گرم گرگه از زرنگی

اونکه تا دیروز همه چیزش بودم

اونکه غرورش همه دینش بودم

حالا بهم میگه برو دیوونه

نمیتونه دل دیگه باهات بمونه

جلو چشاش اشک میریزم یه عالم

نفس نفس میزنم هی مینالم

اما نه انگار دل بریده

بازم دروغ که یه چیزی شنیده

آره درست یکمی آس وپاسم

اما منم میشه دل و ببازم

دل باختنم هم روی سادگیم نیست

آخه تو نیستی که اونو بسازم

من به خیالم که بلد بودم عشق

من میتونستم بخدا دیدمش

اونکه نمی خواست نمی خواست بره

خودم دیدم که اونو دزدیدنش 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:21  توسط مسیح | 

سیب سرخ عشق تو میوه ی ممنوعه نبود

من آدم ساده بودم که شدم سست و خمود

بچگی کردم و میوه ی بهاری چیدم

شیشه ای بودم و از شیشه تو را میدیدم

تا نفس هاااا کردم تار شدی زود پریدی

تا که یکدم چشم بستم همچو بادی تو وزیدی

ناگهان در یک شب:

از زمین برج کجت هجله بدیدم در خواب

تا به بیداری رسیدم مرده بودی ای داد

از پریشان حالی و ترس پنجه بر صورت زدم

ناگهان آیینه بشکست غرق در ظلمت شدم

تازه فهمیدم که آن شب خواب در خوابم بدیدم

آتش قلبم فرو ریخت یک نفس راحت کشیدم

در پی تعبیر خوابم سوی چشمه ای دویدم

تا که شرح حال خود را از زبان او شنیدم

خواهم اینرا تو بگویی کز لبش من چه شنیدم

ترس را از خود رها کن عشق تازه ای خریدم

تو نمی تانی و نتوان کین سوالم را بدانی

خود تو را پاسخ بگویم تا کنار غم بمانی

تا که خواب بر چشمه گفتم برکه ای خشکیده دیدم

در کنار تکه سنگی ماهی مرده بدیدم

آری آن سنگ تو بودی که دلم سنگی ربودی

ماهی مرده ی رود هم من بدم عمرو تو بودی


 


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:25  توسط مسیح | 
آهنگ زیبای صبوری با صدای اردلان کریم نیا . این آهنگ واسه افتتاح وبلاگم گذاشتم. نظر یادتون نره.

ویلن : میثم پرند

موسیقی : حامد پرند

ترانه : مانی موقتی

آهنگ صبوری (اردلان)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:11  توسط مسیح | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زیبا باش وزیبا بنگر ...

پیوندهای روزانه
دیکشنری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم شهریور 1390
هفته چهارم آذر 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته دوم بهمن 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم دی 1387
پیوندها
وبلاگ حامد پرند
وبلاگ مانی موقتی
وبلاگ آرمین اتباعی
وبلاگ برای تنهایی هام...نی نی
وبلاگ محمدرضا مهرپویا
وبلاگ اردلان کریم نیا
وبلاگ مریم پاییزی
وبلاگ الهه عابدی
وبلاگ مریم منصوری
وبلاگ مسافر بی همسفر
وبلاگ مهکامه اردلان
وبلاگ مهسا رضوی
وبلاگ مریم سوادکوهیان
وبلاگ یغما گلرویی
وبلاگ مهسا زهيري
وبلاگ فرياد خاموش
وبلاگ چشمهای نگران
وبلاگ آمنه نقدی پور
وبلاگ مهدیس خدا ترس
وبلاگ گریه پشت چراغ قرمز
وبلاگ مونا برزویی***
وبلاگ قر و قاطی
وبلاگ پارکینگ رکورد
وبلاگ صدیقه جعفری
وبلاگ ترانه های پاپتی
وبلاگ کتایون بهفر**
وبلاگ مونا برزویی***
وبلاگ معشوق بازیگوش من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM